آیا جامعه ایران در آستانه انقلابی شدن قرار دارد؟

آیا جامعه ایران در آستانه انقلابی شدن قرار دارد؟

نویسنده: کوروش برارپور – مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
شنبه، ۱۳ بهمن ۱۴۰۳

————————————-
تحلیلی میان‌رشته‌ای بر پایه نظریه‌های جامعه‌شناسی، مدلسازی سیستمی و شبیه‌سازی ریاضی


۱) سرآغاز: طرح بحث

    مطالعات نویسنده نشان میدهد:

1.     بخش اجتماعی جامعه ایران، پس از تحولات ۱۳۸۸ دستخوش تغییراتی شگرف شده و این تغییرات در دوره‌های تکرار پیاپی در ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و بویژه در ۱۴۰۱ وارد فازی جدی‌تر شده است.

2.     بخش سیاسی جامعه ایران مشتمل بر «حکومت»، «جناح‌های سیاسی» و «اولیگارش‌های حکومتی» بجای همگام شدن با تغییرات اجتماعی آن کشور؛ از طریق سه‌گانه «انسداد»، «فساد» و «سرکوب» در برابر گونه‌های تازه‌تر آن (تغییر) مقاومت میکند.

3.     از این‌روی، بخش اجتماعی جامعه ایران نه‌تنها بدنبال غنابخشی به تغییرات پیشین‌اش است بلکه در تلاش برای «شکستن مقاومت ِ بخش سیاسیِ جامعه در برابر تغییر» نیز هست.

4.     در چنین شرایطی پرسش اغلب مردم ایران آن استکه؛ بخش اجتماعی جامعه آن کشور در چه صورت قادر به شکستن مقاومت بخش سیاسی در برابر تغییر خواهد بود؟

5.     پاسخ را باید در دو بُعد ِ؛ الف) قابلیت ِ قابلِ هسته سخت ج.ا. و ب) عاملیت ِ عاملِ کنشگران اجتماعی کاوید. یعنی افزون بر حصول اطمینان از قابلیت شکست در هسته سخت ج.ا.، عاملیت تغییر بودن در هر یک از کنشگران تحولخواه فعال در جنبش‌های اجتماعی ایران نیز هویدا باشد.

نتایج این مطالعه نشان میدهد: مشارکت طیف گسترده‌ای از معترضان ایرانی (چه خاکستری و چه فعال: کمابیش 80%) در اعتراضات دوره‌ای در قالب سه استراتژیِ «صندوق»، «خیابان» و «خانه»؛ نشان از عاملیت تغییر بودنِ هر یک از آنها در جنبش‌های اجتماعیِ هفتگانه آن کشور دارد. و نیز، نفی هسته سخت ج.ا. یا اعلام برائت از آن توسط بازیگران قدرت (بصورت موردی) نشان از قابلیت ِ شکست در آن هسته در دو شکل ریزش‌های کوچک و فروریزش‌های بزرگ دارد.

حال پرسش پایه آن است‌که؛ آیا با وجود چنین شواهدی و تداوم کنشگریِ کنشگران فعال در جنبشهای اجتماعیِ هفتگانه‌ی ایران مشتمل بر جنبش ِ «زنان»، «نسلی»، «دانشجویی»، «کارگری»، «دادخواهی»، «چیزباختگان» و «آزادیخواهی»؛ اساسا می‌توان ادعا کرد جامعه ایران در وضعیتی انقلابی قرار دارد؟

پاسخ این پرسش را می­توان بر پایه نظریه‌های جامعه‌شناسی، مدلسازی سیستمی و شبیه‌سازی ریاضی داد.

2) مروری بر مبانی نظری جنبش­های اجتماعی

با استناد به دیدگاه جان اسکات و مارشال گُردون؛ جنبش اجتماعی تلاشی است که توسط گروه بزرگی از جامعه برای دستیابی به هدفی خاص که معمولا ًمعطوف به مسایل اجتماعی یا سیاسی است سازمان­دهی می­شود.

بر پایه رهیافت کارل دیتِر؛ جنبش‌های اجتماعی ممکن است برای انجام یک تغییر اجتماعی یا شکستن مقاومت در برابر آن (تغییر) یا انجام تغییری سیاسی به کنشگری بپردازند.

بر پایه دیدگاه دریک شَانُن؛ پویایی و سرزندگیِ جنبش­ها نشان از یک تغییر اجتماعی از پایین به بالا و برآمده از درون ملت­ها دارد.

بنابراین از منظر سه دیدگاه اشاره شده در بالا در ارتباط با مورد ایران میتوان گفت:

1.     ایدئولوژیِ تهی از ارزش‌های مثبت و قویِ ج.ا. و سیاست­های کلانِ ناسازگارش با واقعیت‌های روز جامعه ایران و جامعه جهانی، سبب میشود تا آن نظام سیاسی در برابر هر تغییری مقاومت کند.

2.     . کنش‌های جمعیِ جنبش­های اجتماعی ایران بر درهم­‌شکستن این مقاومت­های لجبازانه و غالبا ستم‌پایه متمرکز است.

از دیدگاه چارلز تیلی؛ سه عنصر اصلی برای شناخت یک جنبش اجتماعی عبارت است از:

الف) تشکل و تشکیلات

ب) کمپین (یا) کارزارها

پ) نمایش عمومی و هماهنگ کنشگرانی که در چارچوب این جنبش­ها به کنش می­‌پردازند

بر پایه دیدگاه پل ون سیترز و پل جیمز، تعریف جنبش اجتماعی مستلزم فراهم بودن چند شرط حداقلی برای «هم‌آمیزی» است:

الف) شکل­گیری نوعی هویت جمعی

ب) توسعه یک جهت­‌گیری هنجاری مشترک

پ) اشتراک‌گذاری نگرانی‌ها درباره وضع موجود

ت) اقدام عملی برای تغییر وضع موجود و تلاش برای اتصال آن به وضعی مطلوب

مطالعات نویسنده نشان می­دهد: کنش‌های جمعیِ کنشگران فعال در جنبش­های اجتماعی ایران فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب، زنجیره نسلی، صنف و زبان، حول «هویت ملی ایرانیان» شکل می­گیرد؛ نمادهای رایج و هنجارهای رسمیِ ج.ا. را به سخره می‌گیرد و می‌کوشد تا نمادها و هنجارهای مشترک­ خود را به نمادی رایج و هنجاری جایگزین تبدیل کند و نگرانی­‌هایش درباره وضع موجود را در دو فضای مجازی و حقیقی به اشتراک می­گذارد.

سِرجا پوپوویچ درباره شرط‌های موفقیت جنبشهای اجتماعی می‌نویسد: “جنبش‌ها زمانی به موفقیت نایل می‌آیند که به موضوعاتی بپردازند که اکثریتی از مردم واقعاً به آنها اهمیت میدهند، در غیر اینصورت با شکست روبرو خواهند شد”.

در اندیشه پوپوویچ، استراتژی بسیج عمومی با هدف ایجاد تغییر در «مقیاس بزرگ» اغلب با اقدامی معطوف به «موضوعی کوچک» که به بسیاری از مردم مربوط است، آغاز می­شود.

راه‌اندازی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» توسط جنبش آزادیخواهی ایران (به ابتکار زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان قزلحصار) در بهمن ۱۴۰۲ و نیز، موفقیت‌های گام‌به‌گام جنبش زنان ایران از ۱۳۹۳ تاکنون نمونه‌های بارزی در تایید دیدگاه پوپوویچ است.

جنبش زنان ایران – تجربه‌ای موفق در ایجاد تغییر در مقیاس بزرگ با تاکید بر کنش‌هایی معطوف به موضوعاتی کوچک!

 

مطالعه موردی: جنبش زنان ایران

جنبش زنان ایران – تجربه‌ای موفق در ایجاد تغییر در مقیاس بزرگ با تاکید بر کنش‌هایی معطوف به موضوعاتی کوچک!

نرخ رشد تحولات اجتماعی-سیاسی ایران با محوریت جنبش زنان آن کشور از ۱۳۹۳ به­‌بعد رشد فزاینده­‌تری یافت. این رشد در پیوند با نافرمانی مدنی کوچکی بود که جنبش زنان آن کشور زیر عنوان «آزادی­­‌های یواشکی» در فضای مجازی(فیس­بوک و اینستاگرام) به­‌راه انداخته بود. این سلسله کنش­‌های مدنیِ با رشد فزاینده، در اردیبهشت ۱۳۹۶ توانست با تغییر نام به «چهارشنبه­‌های سفید» تعداد بیشتری از زنان ایرانی را با خود همراه کند. نرخ رشد جنبش زنان ایران در جریان خیزش­‌های خیابانیِ دی­ همان سال و کشف حجاب «ویدا موحد» در خیابان انقلاب تهران، با جهشی پویا توانست زیر عنوان «دختران خیابان انقلاب» تعداد بیشماری از زنان، نوجوانان و جوانان ایرانی (زن و مرد) را در دنیای واقعی در مسیر «نه به حجاب اجباری» بسیج کند. جنبش زنان ایران در رویارویی با شبکه­‌ای از افرادی در نقش آزارگر که قصد آزار کنشگران فعال در آن جنبش را داشتند، از فروردین ۱۳۹۷ به‌بعد توانست با تغییر نام به «دوربین ما اسلحه ما» صحنه­‌های آزار آنها را ضبط و با میلیون­‌ها کاربر در فضای مجازی به اشتراک بگذارد. نافرمانی­‌های مدنی آن جنبش در فرایندی برگشت­‌ناپذیر و با فراجهشی ناگهانی، در آبان ۱۳۹۸ ادامه یافت تا در شهریور ۱۴۰۱ در پی قتل مهسا امینی به اوج خود رسید و با تغییر نام به فراجنبش ِ «زن، زندگی، آزادی» در پیوند با شش جنبش دانشجویی، کارگری، نسلی، آزادیخواهی، دادخواهی و چیزباختگان قرار گرفت و نیز مورد توجه جنبش­‌های فمنیستی بین­‌المللی در خارج از ایران واقع شد و شهرتی جهانی یافت.

آدام رابرتز؛ از نظر روش کار، جنبش‌های اجتماعی را به دو گروه خشونت­‌پرهیز(با تاکید بر نافرمانی مدنی، مقاومت مدنی و مبارزه منفی) و خشونت­‌آمیز (در شکل سازمان­های شبه­‌نظامی یا تروریستی) قابل دسته­‌بندی­ میداند.

مطالعات نویسنده، روش کار جنبش­های اجتماعی ایران در بستر تحولات اجتماعی – سیاسی آن کشور را در گروه خشونت­‌پرهیز قابل دسته­‌بندی می­داند.

مطالعات جامعه‌شناختیِ دیوید اَیبرِل میان پنج نوع جنبش اجتماعیِ زیر تمایز قایل است:

الف) جنبش­های اصلاحی؛ که بصورت محدود از تغییر برخی هنجارها یا قوانین حمایت می­کند.

ب) جنبش­های انقلابی؛ که به تغییر نظام‌های ارزشی به شیوه‌ای بنیادی و رادیکال تاکید دارد.

پ) جنبش­های جایگزین؛ که می‌کوشد با رویکردی تک‌گرا هنجارها، ارزش‌ها یا باورهای خاصی را در فرد یا افرادی تغییر دهد (مانند جنبش تغییرِ دین یا مذهب).

ت) جنبش­های رهایی­‌بخش؛ جنبش‌هایی با رویکردهای افراطی که با هدف نجات جامعه‌ی هدفی خاص از وضعیتی نامناسب فعالیت می­کند (مانند جنبش ضد فقر یا جنبش حمایت از کودکان کار).

چ) جنبش­های واپسگرا (محافظه‌کار)؛ در تلاش است تا هنجارها، ارزش‌ها و باورهای غالبا منجمد گذشته در زمان اکنون را حفظ کند (مانند جنبش حکومتیِ گشت ارشاد در ایران.

با استناد به مدل ایبرِل؛ جنبشهای اعتراضیِ ایران با تِمِ استراتژیکِ «زن، زندگی، آزادی» که با نام «جنبش اجتماعیِ مهسا» شناخته میشود در نوع جنبش­های انقلابی قابل دسته­‌بندی است.

3) ویژگی‌های جنبشهای اجتماعیِ انقلابی

بر پایه دیدگاه چارلز تیلی؛ جنبش­های اجتماعیِ انقلابی نوع خاصی از جنبش­های اجتماعی­‌اند که برای تحقق یک انقلاب فعالیت می­کنند.

جف گودوین و جیمز ام. جاسپر جنبش­های اجتماعیِ انقلابی را بعنوان «جنبشی اجتماعی که دست­‌کم بدنبال سرنگونی دولت یا حکومت است» تعریف می‌کنند.

با استناد به یافته‌های جیمز دیفرونزو، پنج عامل اساسی برای توسعه و موفقیت یک جنبش اجتماعی انقلابی عبارت است از:

1.      نارضایتیِ تود­ه­ا که منجر به خیزش عمومی شود

2.       اپوزیسیون یا جنبش­‌های سیاسی مخالف؛ همراه با مشارکت نخبگان، اینفلوئنسرها و سلبریتی­‌ها

3.       انگیزه­‌های قوی و متحدکننده در بخش­‌های عمده جامعه (چون اعتلای هویت ملی یا پایان دادن به جرم‌انگاری سیاسی و عقیدتی و مجازات اعدام در ایران

4.       وقوع یک بحران سیاسی مهم چون بحران مشروعیت بین­‌المللی برای دولت یا حکومتِ مستقر، طوریکه توانایی یا اراده وی برای مقابله با مخالفانش را تضعیف کند

5.      حمایت خارجی

بر پایه رهیافت دیفرونزو؛ جنبش­های اعتراضی ایران در حالی چهار عامل (به­‌غیر از عامل پنجم) را در اختیار دارد که اپوزیسیون (تا زمان نگارش این مقاله) از انسجام لازم و کافی برخوردار نیست.

4) جمعبندی

با استناد به مبانی نظریِ علم پویایی‌شناسی سیستم (SD)، در طبیعت سه حلقه بازخوردی وجود دارد:

1.      حلقه‌های بازخوردی منفی

2.      حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره بزرگتر از یک (Gain>1)

3.      حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره کوچکتر از یک (Gain<1)

حلقه‌های بازخوردی منفی از ویژگیِ تعادل‌بخشی در سیستم برخوردارند. به‌همین دلیل، برای حل بحران‌ها یا ابرچالشهای سیستم باید در این نوع حلقه‌ها به‌دنبال راه‌حلهای اساسی گشت نه حلقه‌های مثبت.

حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره بزرگتر از یک، اگرچه ممکن است در آغاز در شکل تقویت‌کننده یا پیشران‌های رشد در سیستم عمل کنند و موجب فراجهش ناگهانیِ (Overshoot) متغیرهای رشد سیستم شوند؛ ولی در صورت تداوم، با درنگ‌های زمانی (Delays) ممکن است در ترکیب با حلقه‌های بازخوردی منفی، سبب بروز رفتارهای بی‌ثبات کننده در سیستم شوند.

حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره کوچکتر از یک که با نام حلقه‌های معیوب یا چرخه‌های مرگ شناخته میشوند برای تداوم سرزندگی و حیات سیستمها بسیار خطرناک‌اند طوریکه ممکن است شرایط ِ سقوط یا فرا-اُفت ِ ناگهانیِ (Collapse) سیستم را فراهم آورند.

مطالعات نویسنده نشان میدهد: نظام سیاسی مستقر در ایران (ج.ا.)، نظامی بحران‌زا و بحران‌زی است.

این بحران‌ها بر پایه سه‌گانه‌ی انسداد، فساد (سیستماتیک) و سرکوب (سیستماتیک) تولید و بازتولید میشوند.

اگرچه زمامداران ج.ا. در حلقه‌ای تعادلی (با بازخورد منفی) مشتمل بر دو متغیر «اعتراضات» و «سرکوب» از سیاست سرکوب بعنوان راه‌حلی موقت برای حل ابربحران اعتراضات بهره می‌برند؛ ولی این اقدام سیاستیِ با نتایج معکوس، با درنگ‌های زمانی سبب بروز دو اتفاق مهم در نظام حکمرانی ایران میشود:

1.       در میان‌مدت؛ موجب تولید رفتارهای بی‌ثبات‌کننده در نظام حکمرانی ایران میشود

2.       در درازمدت؛ ترکیب متغیرِ «اعتراضات» با سه‌گانه‌ی «انسداد»، «فساد» و «سرکوب» یک چرخه مرگ ایجاد میکند که در نهایت سبب سقوط ج.ا. میشود

مطالعات نویسنده بر پایه مدلسازی سیستمی و شبیه‌سازی ریاضی نشان میدهد؛ به ازای هر 10% افزایش در نرخ رشدِ سانسور و سرکوب سیستماتیک ِ اعتراضات توسط ج.ا.:

1.     به‌میزان 147% بر میل به انسداد سیاسی در رهبران ج.ا. افزوده میشود

2.     به‌میزان 186% بر میل به فساد سیستماتیک در پدرخوانده‌های مافیا در ایران افزوده میشود

3.     به‌میزان ۴۷۳٪ بر میل به اعتراض در «معترضان خاکستری» افزوده میشود

4.     به‌میزان ۱۰۵٪ از نرخ مشروعیت بین‌المللی ج.ا. کاسته میشود

5.     به‌میزان 81% بر میل به، به خشونت گراییدن اعتراضات در شکلِ ترور مسئولان کلیدی و ربایش زنان آنها افزوده میشود

5) نتیجه‌گیری

بر پایه تحلیل­های این مقاله، جامعه ایران در آستانه انقلابی شدن قرار دارد.

نتایج این مطالعه نشان میدهد؛ جامعه ایران به پنج دلیل زیر به‌سوی انقلابی شدن در حرکت است:

1.     در رهبران ج.ا. نه اراده‌ای برای تغییر وجود دارد و نه توانی

2.     سرکوب و ناکارآمدی نهادهای اجرایی، قانونگذاری، قضائی، نظامی، انتظامی و امنیتی ج.ا. در ترکیب با فساد سیستماتیک الیگارش‌های حکومتی؛ در جهت خودویرانگری و خودبراندازی عمل میکند

3.     جنبشهای اعتراضی ایران با محوریت جنبش زنان آن کشور، از پاییز ۱۴۰۱ اکیدا وارد فاز «برگشت‌ناپذیر» شده طوریکه تشدید سه‌گانه‌ی انسداد، فساد و سرکوب بر قطعیت برگشت‌ناپذیری آن (اعتراضات) می‌افزاید

4.     احتمال به انسجام رسیدن اپوزیسیون از طریق توافق بر سر چهره‌ای شناخته‌شده بعنوان رهبر جنبش‌های اعتراضی ایران رو به فزونی است

5.      میل به حمایت (مستقیم و نامستقیم) قدرت‌های بزرگ از اعتراضات ملت ایران از وضعیت «باورپذیر» به «محتمل» در حال جابجایی است. پاینده ایران%

منابع:

1.     کوروش برارپور (آذر 1401)، آینده­های پیشِ روی جمهوری اسلامی ایران در دوران پسامهسا (1401 تا 1404)، چهارمین کنفرانس بین­المللی پویایی­شناسی سیستم (دانشگاه الزهرا).

·       برگزارکنندگان این کنفرانس بی آنکه مقاله مورد اشاره را در سیکل داوری مقالات قرار دهند به دروغ اعلام کردند: “این مقاله برای ارایه شفاهی مورد تایید داوران قرار نگرفت”!

2.     کوروش برارپور (فروردین 1402)، پیش­بینی روند تحولات اجتماعی – سیاسی ایران در دوران پسامهسا (1401 تا 1404)، مجله جامعه­شناسی دانشگاه تهران.

·       سردبیر این مجله نیز به­رغم تایید داوران، به دلایل غیرعلمی (و مشخصا به دلایل سیاسی) و هراس از پیامدهای بعدی ناشی از انتشار مقاله، در اقدامی خودسرانه از انتشار آن سر باز زد!

·       چه بسا اگر دو مقاله مورد اشاره در اجتماعات علمی مورد اشاره؛ ارایه و منتشر می­شدند، می­توانست مبنا و معیار سیاستگذاری­های کلان ایران قرار گیرند و اوضاع کشور از اینی که هست بهتر شود.

Leave a Comment

Scroll to Top